پارچه های خاب دار

                                                                                         کناره و حاشیه

چنا نچه نمونه پارچه در دسترس دارای کناره باشد تشخیص جهات تارو پود بسیار آسان است چون تارها همیشه در امتدادکناره و حاشیه پارچه قرار دارند در مواردیکه نمونه پارچه بدون کناره و حاشیه لازم است که با مطالعه دقیقتر ودر نظر گرفتن سایر نکات (تجربه شخص تجزیه مهمترین فاکتور است ) جهتهای تارو پود پارچه را تعیین نمود

 

خط شانه

فضایی که بین گروه های 2-3-4-....تایی نخهای تار عبور داده شده  از هر دندانه شانه ایجاد میشود سبب ایجاد منافذی بشکل راهای طولی در امتدادتارها در پارچه می گردد در حالیکه نخهای پود تقریبا به طور یکنواخت و به فواصل نسبتا مساوی از یکدیگر در پارچه قرار می گیرند لذا جهت تشخیص امتدادتاری و پودی پارچه معمولا آنرا در مقابل نور قرار داده که به آسانی جهت تار به موازات راههای طولی قابل  تشخیص است

ر پارچه های کم تراکم و خام و با بافت ساده علامت یا خطوط شانه مشخص تر است ولی در پارچه های متراکم تکمیل شده و یا بافتهای سرژه و ساتین و غیره به دلیل نزدیک شدن نخها به خصوص تارها به هم نمی توان به اسانی خطوط شانه را تشخیص ودر نتیجه  امتدادتارو پود پارچه  را تعیین کرد بلکه بایستی با بکار گیری سایر نکات راهنما تار و پود را تشخیص داد

آهار نخ تار

آهاری که به نخ تار داده می شود سبب سفتی شقی پارچه خام در جهت تار می گردد بنابراین موقعیکه گوشه ای از نمونه پارچه گرفته و انتهای دیگرش آزاد باشد خمش و انتها پارچه در جهت تار کمتر از موقعی است که همین عمل در جهت پود صورت گیرد  بدین معنی که به دلیل عدم استفاده آهار نخ پود مقدار خمش و انحنا پارچه بیشتر از جهت تاری است وجود آهار در پارچه خام را با لمس کردن پارچه و یا بیرون کشیدن نخهای دو جهت پارچه و لمس کردن و مقایسه زیر دست آنها قابل تشخیص است بدین معنی که نخ تار آهار زده شده زبرتر و خشک تر از نخ تار بدون آهار و نیز نخ پود می باشد حتی می توان با چشیدن نخ طعم خاص نشاسته را تشخیص داد چون معمولا پارچه در مرحله تکمیل شسته شده و آهار آن گرفته می شود لذا این روش برای تشخیص جهت تار و پود پار چه تکمیل شده عملی نیست

تاب نخ  

معمولا تاب نخ تار بیشتر از تاب پود است تا استقامت آنرا زیادتر کرده و بتواند در مقابل کششهای وارده در حین بافندگی مقاومت نماید تاب بیشتر سبب سفتی و مستقیم قرار گرفتن نخ تار در پارچه می گردد در صورتیکه به نخ پود تاب زیادی داده میشود سبب تاب خوردگی و حلقه شدن آن و جمع شدگی غیر عادی پارچه دودر نتیجه ایجاد پارچه معیوب می گردد در مورد پارچه های نظیر کرپ که معمولا نخ پود با تاب تولید میشود برای جلوگیری از حلقه شدن نخ پود لازم است کنترل بیشتری در بافندگی اعمال شده و همچنین پارچه مراحل تثبیت خاصی را طی نماید

تابهای زیادی با روش اعمال حرارت بصورت بخار و تاب های خیلی زیاد با اشعه تثبیت می شوند لازم به یادآوری است که نخ پود با تاب کمتر سبب ارزانتر شدن قیمت تمام شده نخ پارچه می گردد چون تاب کمتر سرعت تولید نخ را بیشتر ودر نتیجه هزینه ریسندگی را کاهش می دهد که خود عامل مهمی از عوامل تشکیل دهنده قیمت تمام شده نخ و در نهایت پارچه تولیدی می باشد

 

در اغلب پارچه ها تراکم تارها معمولا بیشتر از تراکم پودی است چون هر چه تراکم پودی کمتر باشد سرعت تولید پارچه بیشتر ودر نتیجه هزینه بافندگی کمتر است لذا برای تشخیص جهت تار و پود پارچه دبه وسیله ذره بین تعدادنخها در هر دو جهت پارچه شمارش ودر جهتی که تراکم نخها بیشتر باشد معمولا جهت تاری پارچه می باشد البته استثنایی نیز وجود دارد که در آنها از تراکم پودی بیشتر استفاده می شود نظیر پارچه هایمخمل کبریتیسرژه پودی و بعضی پارچه های که دارای نخ تار استاندارد بوده و برای افزایش وزن پارچه تراکم پودی پارچه را افزایش داده اند

در  پارچه هایی که از نخ رنگی استفاده می شود معمولا راه راهای رنگی در امتداد تار پارچه است حتی با تکرار رنگ بندی مساوی در هر جهت تار وپود به دلیل اینکه معمولا تراکم تار بیشتر است طول چهار خانه کشیده تر تار و عرض ان کمتر پود خواهد بود ضمنا چهار خانه های  کشیده تر در امتداد تار مستطیل شکل  ظاهری زیباتر به پارچه می دهد هر چند در استاندارد ها به مساوی بودن ابعاد چهار خانه ها و مربع کامل بودن آنها تاکید شده است در مورد بافتهای سرژه و ساتین معمولا زاویه خط سرژه مشخص کننده جهت تار می باشد خط سرژه معمولا از پایین به بالا و چپ و راست ادامه دارد و هر چه تراکم تاری بیشتر باشد زاویه خط سرژه با خط افقی بزرگتر است و بدین وسیله می توان جهت تار و پود را تعیین کرد در هر صورت باید توجه داشت که در اکثر پارچه ها جنس و نمرات تارها مساوی ولی بهتر است تاب نخ وپود کمتر باشد اگر با ذره بین پود شمار سطح پارچه را نگاه کنیم نخهای پود بسیار یکنواخت تر و مرتب تر و منظم تر نسبت به تارها در کنار هم واقع شده اند

کیفیت نخها

 در پار چه هایی که نخهای تار و پود از کیفیت متفاوتی برخوردارند غالبا نخهای تار با کیفیت بهتر انتخاب و مصرف می شود چون اغلب پارچه ها نخهای تار بیشتر روی پارچه نمایان می گردد بخصوص در مورد بافتهای سرژه تار نما و اطلس های تار نما ساتن و بعضی پارچه های ساده باتفت با تراکم تاری زیاد که در انها نخهای تار بیشتر از پود روی پارچه نمایان میشود بهتر است تارها از کیفیت بهتری برخوردار باشند تا در مقابل سایش مقاومتر باشند در حالیکه نخ پود به ندرت در روی پارچه ظاهر میشود ودر نتیجه می تواند از کیفیت پایین تر نسبت به تار انتخاب شود که خود سبب ارزانتر شدن پارچه نیز می گردد نخهای دو یا چند لا معمولا در تار و نخ یک لا در پود پارچه به کار می رود چون نخ تار بایستی استقامت بیشتری داشته باشد تا در مقابل کششهای بافندگی مقاوم ودر نتجیه پارگی تار کمتر و راندمان تولید بیشتر باشد نخ دو یا چند لا کمتر بجای پود به کار می رود پارگی تار کمتر و راندمان تولید بیشتر باشد نخ دو یا چند لا کمتر ربجای پود به کار می رود مگر در مورد پارچه های رو مبلی و پرده ای و لباسی و پالتویی و غیره که در انها از نخهای پود فانتزی برای جلوه و تنوع دادن به پارچه استفاده می شود

به ندرت ودر حالات بسیار استثنایی ممکن است از نخ تار فانتزی لاستفاده شود چون نخ تار از مسیر طولانی واز سوراخ لامل و میل میلک و دندانه شانه عبور کرده و امکان گیر کردن بر آمدگیها نخ در طول مسیر و پارگی بیش از حد تارها و کاهش  راندمان بافندگی می گردد لازم به یاد آوری است که در مقایسه نخ رینگ و اپن اند معمولا نخ رینگ که استحکام بیشتری دارد به جای تار و نخ اپن اند که قطور تر پفکی تر است به جای پود استفاده می گردد تاب نخ توسط دستگاه ناب سنج تعیین می گردد چنانچه نخ را در جهت عکس تاب بچرخانیم اگر نخ دولا باشد دولایه کاملا متمایز میشوند واگر یک نخ لای رینگ باشد به راحتی مضمحل شده ولی نخ اپن اند به دلایل وجود الیاف کمربندی به راحتی مضمحل نمی گردد

 در صورتیکه نخهای مصرفی در پارچه از هر نوع فیلامنت و ریسیده شده باشند تار معمولا نخ فیلامنت بعلت پارگی کمتر و پود معمولا نخ ریسیده شده می باشد از طرفی هر چه تارها ظریفتر باشد شانه مصرفی نیز ظریفتر ودارای دندانه های نازکتر بودهه و خطوط طولی شانه در پارچه کمتر مشاهده میشود و نیزی نخهای تار و پودها را پوشش داده و پارچه دارای ضریب پوشش بهتر و ظاهری آراسته می باشد

از طرف دیگر چون نخ پود ریسیده شدهکلفت تر از نخهای تار فیلامنت هم است می توان با تراکم پودی کمتر سرعت تولید تولید بیشتری و هزینه با فندگی کمتر ودر نهایت قیمت تمام شده کمتری داشت

نخهای رنگی

نخها و راه راهای رنگی معمولا جهت تار را نشان می دهند در پارچه های جین تار رنگی و پود سفید است نخهای تار را می توان به صورت چله رنگ کرد که هزینه کمتری دارد از طرف دیگر معمولا نخ تار را روشن در نظر گرفته تا بافنده سریعتر پارگی را برطرف نماید تعداد رنگ نخ پود حداکثر 8 است ولی تعداد رنگ نخ تار نا محدود است در حالیکه برای پود رنگی بایستی نخ پود را بصورت بو یین رنگرزی نمود که هزینه رنگرزی و ضایعات احتمالی دو باره پیچی آن بیشتر از رنگرزی چله  می باشد

پارچه های  خاب دار (پرزدار )

در چنین پارچه هایی معمولا خاب پارچه در جهت تار می باشد چون عملیات تکمیل در امتدادطول پارچه انجام می گیرد لذا با دست کشیدن بر روی پارچه می توان جهت تار و پود را به آسانی مشخص نمود

پارچه های کلفت پشمی

در پارچه های که یکی از نخها بیشتر در روی پارچه نمایان است ظاهری پشم آلود دارد مانند پتو چنانچه بررسی دقیق تر به عمل آید مشاهده می گردد که دسته دیگر نخها الزاما از همان جنس و کیفیت نبوده بلکه پنبه ای یا مشابه می باشد که معمولا به صورت مخفی بوده ودر هیچک از طرفین نمایان نیست

جهتی که نخ پنبه ای یا مشابه قرار گرفته معمولا جهت تاری پارچه می باشد مصرف نخ تار پنبه ای در چنین پارچه هایی عموما به صورت دو یا چند لا بوده و به دلیل داشتن استقامت بیشتر و کاهش تعداد پارگی راندمان تولید بالاتر می باشد  همچنین قیمت آنها نیز ارزانتر از قیمت نخ پشمی می باشد لذا قیمت تمام شده محصول هم از نظر هزینه بافندگی و هم از نظر قیمت ماده اولیه کمتر خواهد بود

حالت ارتجاعی

در بعضی پارچه ها بخصوص پارچه های فاستونی و پشمی حالت الا ستیسیته و ارتجاعی آنها در جهت تار و پود متفاوت می باتشد و این اختلاف می تواند عامل تشخیص امتدادتاری و پودی پارچه باشد معمولا جهتی که بیشتر ازدیاد طول داشته و خاصیت ارتجاعی بیشتر دارد جهت پودی می باشد بنایران برای تعیین جهت تار و پود می توان پارچه را در امتدادنخها هر دو جهت کشیده و انرا رها کرده و پس از مقایسه ازدیاد طولها تارها را درجهت ازدیاد طول کمتر در نظر گرفت

موج زدگی

نخ های تار به علت اینکه مداوم بالا و پایین رفته بیشتر از نخهای پود حالت موجی دارند واگر از لبه پارچه بدانها نگاه کنیم این حالت در انها کاملا دیده می شود

باز شدگی و جمع شدگی

تارها بدلیل اینکه پیوسته تحت کشش بیشتری قرار داشته نسبت به پودها حالت کشیده تری دارند بنابراین در اغلب پارچه ها بازشدگی و یا جمع شدگی تارها کمتر از پودها ست

تعیین رو و پشت پارچه

روی پارچه  در موقع مصرف در معرض دید قرار گرفته است و ارزش و کیفیت پارچه را نمایان میسازد معمولا روی پارچه به راحتی قابل تشخیص است ولی در بعضی موارد برای طراحان با تجربه نیز تا حدودی مشکل به

نظر می رسد

برگرفته از کتاب طراحی پارچه کامران متین

پارچه های خاب دار